تبليغاتX
بانکداری اسلامی

بانکداری اسلامی

باسمه تعالي

 

«استصناع» از ريشه صَنَعَ و مصدر باب استفعال در ثلاثي مزيد و به معناي طلب ساخت يا توليد است.  بيشتر فقهاي اهل سنت عقد استصناع را يکي از اقسام عقد سلف مي دانند و لذا آن را در چارچوب عقد سلف تعريف مي کنند.بعضي نيز ازجمله فقهاي شيعه استصناع را مادامي که پرداخت ثمن ناظر به آينده نباشد يکي از صور عقد بيع مي دانند و آن را در حقيقت دستوري از ناحيه خريدار به فروشنده براي ساختن کالايي در آينده معين و با اوصاف مشخص تلقي مي کنند. اما فقهاي مکتب حنفي آن را قراردادي (عقدي) مستقل مي دانند و تعاريف متنوعي براي آن ارائه داده اندکه بعضي به شرح زير است:

«استصناع قراردادي است با توليد کننده براي ساختن چيزي» که در آن خريدار «مُستَصنِع» ، فروشنده يا توليد کننده « صَنيع» وکالاي ساخته شده « مصنوع » ناميده مي شوند يا توافقي است بين توليد کننده (به عنوان فروشنده) وخريدار براي فروش کالايي که به هنگام انعقاد قرارداد وجود ندارد و به سفارش خريدار با اوصاف معين در آينده ساخته و تحويل مي شود.نکته مهم در استصناع و وجه تمايز آن با عقود مشابه موجل بودن ثمن آن است.استصناع عقدي است لازم يعني طرفين عقد نمي توانند بدون رضايت يکديگر به طور يکجانبه آن را فسخ کنند. در قرارداد استصناع نمي توان شرطي مبني بر عدم مسووليت فروشنده در قبال عدم تحقق شرايطي که براي کالاي موضوع قرارداد(مصنوع) شمرده مي شود، درج نمود. بانک ملي «الشارقه» در شارجه، افراد و گروههاي دخيل در عقد استصناع را شامل مشتري ، بانک ، پيمانکار و مهندس مشاور معرفي مي کند.

 

بانک به دو شيوه مي تواند عقد استصناع را به کار گيرد:

·     بانک مجاز است که مطابق عقد استصناع کالايي را بخرد و آن راطي اقساط و يا پرداخت موجل به خريدار بفروشد. به اين شيوه اصطلاحا عقد استصناع فروش گفته مي شود.

·     همچنين بانک مي تواند به عنوان فروشنده کالايي با اوصاف و شرايط معلوم با خريدار وارد عقد استصناع شده و سپس در مقام خريدار و به موجب يک عقد استصناع موازي با توليد کننده کالاي موصوف قرارداد استصناع امضا نمايد. به اين شيوه اصطلاحا عقد استصناع موازيگفته مي شود پرداخت ثمن معامله در هر دو قرارداد مي تواند نقد و يا موجل و يا در قالب اقساط باشد.

 

 

مراحل عملي عقد استصناع فروش و عقد استصناع موازي

1. عقد استصناع فروش

·     خريدار: تقاضايش را براي خريد کالايي با مشخصات کامل و قيمت معلوم در چارچوب عقد استصناع تسليم بانک مي کند. زمانبندي پرداخت قيمت چه به صورت نقدي و چه موجل بر اساس توافق انجام مي گيرد

·         بانک : معمولا حساب مي کند که در عمل چه مبلغي را درعقد موازي پرداخت مي کند باضافه سود منطقي.

·         بانک : خود را متعهد به توليد و تحويل کالا در زمان معين و با اوصاف مشخص مي کند

2. عقد استصناع موازي

·     بانک : توليد کالا را مطابق اوصاف و شرايطي که تعهد کرده بود به توليد کننده سفارش مي دهد و درباره قيمت و موعد تحويل کالا با او به توافق مي رسد.

·         فروشنده( توليد کننده): خود را متعهد به توليد کالا با اوصاف معين و تحويل آن در موعد مقرر مي کند.

3 . تحويل و پذيرش کالا

·     فروشنده(توليد کننده): کالاي توليد شده را يا مستقيما تحويل بانک مي دهد و يا به مرجعي که بانک در قرارداد محلش را تعيين نموده است تحويل مي دهد.

·     بانک : کالاي توليد شده را يا خود مستقيما به خريدار تحويل مي دهد و يا شخص ثالثي را به اين کار مي گمارد. خريدار حق دارد اطمينان حاصل نمايد که کالا حائز اوصافي که در قرارداد ذکر شده هست يا خير

 

وجه تمايز قرارداد استصناع با ساير عقود

 

با عقد اجاره :

اجير در قرارداد موظف به ارائه مصالح و لوازم توليد نيست  در حالي که در استصناع توليد کننده ملزم به تهيه مصالح و مواد اوليه توليد است.

 

با فروش اقساطي :

در فروش اقساطي کالاي موضوع قرارداد موجود است در صورتي که در استصناع کالاي مورد نظر در آينده ساخته مي شود.همچنين قيمت در فروش اقساطي به هنگام انعقاد قرارداد بايستي براي طرفين قطعي و معين باشد در حالي که در استصناع مي توان با احتساب هزينه هاي پروژه به عنوان بخشي از قيمت معامله ، قيمت را در ختم قرارداد تعيين کرد.

با سلف :

موضوع عقد سلف مي تواند هر نوع کالايي باشد اعم از اين که نياز به ساخته شدن داشته باشد يا خيردر حالي که موضوع قرارداد استصناع ساخت کالايي در آينده است . ثمن در سلف بايد به طور کامل پرداخت شود و تاريخ تحويل آن هم معلوم و معين باشد در حالي که در استصناع ثمن به اشکال مختلف قابل پرداخت است و حتي مي تواند تاريخ تحويل کالا در قرارداد ذکر نشود.

با جعاله :

جعاله عقدي است جايز و ناظر به ارائه خدمت در حالي که استصناع عقدي لازم و ناظر به فروش کالا است.

از نقطه نظر ريسک نقدينگي، ريسك نقدينگي در مورد اين عقد مشابه عقد “ سلف” است البته با ابعادي كوچكتر چراكه بانك مجازاست وجوه را درقالب اقساط يا حتي با موكول كردن كل مبلغ به آينده به منظور حفظ دارائيهاي نقدش فراهم كند. حال آنكه در عقد سلف لازم است كل مبلغ پيشاپيش پرداخت شود.

ريسك نقدينگي ثانويه كه برخاسته از ريسك اعتباري مي باشد در مورد استصناع مشابه عقد سلف است با دوتفاوت :

الف) برعكس عقد سلف، يك قرارداد استصناع مي تواند قبل از اينكه توليد كننده توليدش را شروع كند، به طوريكجانبه فسح شود. لذا اينگونه قرارداد با تعريف ، بررسي و ا ثبات اين اتفاق درگيراست. اين شاخص بسته به چگونگي تعريف «شروع توليد» ، سهولت اثبات آن توسط شخص ثالثي نظير دادگاه و اينكه چه سهمي از كل مبلغ قرارداد توسط بانك پيش پرداخت شده است ؛ مي تواند منجر به ريسك نقدينگي بيشتر و يا كمتر از عقد سلف شود.

ب) زمان تحويل قطعي از لوازم قرارداد استصناع نيست . هرچند در تجربه فعلي، به عنوان يك           « قرارداد باز»[1]تعريف نشده است، با اين وجود يافتن يك مورد نقض كار دشواري است.

ريسك نقدينگي ثانويه ،مشابه عقد سلف است .تنها تفاوت موجود در اين است كه بعضي فقها در قياس با قراردادهاي اجاره ،جريمه بابت تاخير در تحويل را جايز دانسته اند. اين موضوع مي تواند انگيزه هاي قويتري براي تحويل به موقع برانگيزد و در نتيجه در مقايسه با قرارداد سلف احتمال و مدتي كه قرارداد استصناع بعد از يك نكول در معرض ريسك نقدينگي قرار ميگيرد را كاهش دهد .

 

قراردادهايي با ماهيت  BOT [2] )ساخت،راه اندازي و انتقال) در چارچوب قراردادهاي استصناع طبقه بندي مي شوند. براي مثال، دولت ممکن است به موجب قراردادي با يک سازنده ، خدمات او را از محل جمع آوري عوارض و يا محصولات جانبي توليدش براي مدت معيني جبران کند. قرارداد استصناع دامنه وسيعي از کاربردهاي گوناگون براي تامين مالي نيازهاي عمومي و حياتي جامعه اسلامي و توسعه اقتصادي پيش روي بانکهاي اسلامي قرار مي دهد.بانک توسعه اسلامي (IDB) قرارداد استصناع را با هدف رشد توان توليد در کشورهاي عضو به ويژه توليدکالاهاي سرمايه اي که در بخش هاي صنعت، کشاورزي و امور زيربنايي مورد استفاده قرار مي گيرند، در مقياس وسيعي به کار گرفته است. اين شيوه از تامين مالي براي پروژه هاي بلندمدت بازرگاني (LTTF)[3] به منظور رشد تجارت ميان کشورهاي عضو نيز استفاده مي شود.

به موجب قواعد فقه جعفري، بيع کلي که در آن ثمن و مبيع هر دو ناظر به آينده باشند باطل و مصداق معامله «کالي به کالي» است. لذا عقد استصناع وقتي که ثمن در آن موجل باشد مشتبه به بطلان است. بعضي از حقوقدانان ايراني ماده 10 قانون مدني که به موجب آن همه قراردادها درست هستند مگر خلاف صريح قانون باشند را رافع شبهه فوق مي دانند . البته اين ماده صحت قراردادها را مشروط به مطابقت با قانون مي داند قانوني که ماخوذ از قواعد فقهي اسلام است . براين اساس اين ماده قانوني بيش از آن که رافع شبهه باشد مشدد آن است.

منابع

1.http://www.isdb.org/english_docs/idb_home/MFIstMod_Home.htm

2. Al Baraka Islamic Bank - Products.htm

3. مينا جزايري ، « عقد استصناع و استفاده ازآن در نظام بانکي کشور»، بانک و اقتصاد، شماره 52

4. سلمان سيدعلي ، « روشهاي تامين مالي اسلامي و ريسک نقدينگي » ترجمه سعيد کيقبادي ، ارائه شده در کنفرانس ،بانک و کشاورزي، سال دوم شماره ششم، زمستان 1383    



[1] . open ended

 نوعي قرارداد کالاست که به خريدار امکان مي دهد در طي يک دوره مشخص هر مقدار از کالا راکه بخواهد از فروشنده دريافت کند.

 

[2] . Build  Operate  Transfer

3. long term trade finance

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:48  توسط سعید کیقبادی  | 

کمتر از دو سال پیش به لطف خدا به همراه همسر و چند نفر از خويشان نزديک توفیق تشرف به خانه خدا و زیارت قبور مطهر پیامبر(ص)و ائمه بقیع علیهم السلام یافتیم.

صفحاتی از خاطرات آن سفر به یادماندنی تقديم مي شود. اميدوارم به خواندنش بيرزد.

 

باسمه تعالي

 

 

85/3/21

ساعت یازده و بیست دقیقه پس از طي تشريفات پرواز هواپيماي ايرباس با پرواز شماره 1573  از مهرآباد به مقصد جده  به هوا بلند شد . چه بلند شدني ؛ انگار به كشي كه از سقف آسمان آويزان شده چسبيده ايم و مرتب بالا و پايين مي پريم . یارو با این بلند شدنش صدای صلوات و یا اباالفضل همه مسافران را درآورد.

من و ... در رج وسطي هواپيما و دور از پنجره هاي طرفيني و چشم اندازهاي زيباي آن      نشسته ایم.

. . . جایم را با بابا که کنار پنجره افتاده عوض کردم . پیرمرد بدجوری خوابش گرفته . از پنجره طياره، صحراي خشك و تفتيده حجاز را مي بينم . آنچه عجيب و جالب به نظر مي رسد دايره هايي روي زمين است با رنگ هاي تيره تر از محيط اطراف، گويي با پرگار روي زمين رسم شده اند و گاهي قطاعي از آن ها به رنگ ديگر .

 صرفنظر از همه آنچه مي دانيم، اين كه هزاران نفر از سراسر دنيا دل به اين سرزمين مي سپارند و پاي در آن مي نهند خود معجزه است . شنيده ام پس از آن كه كعبه توسط ابراهيم خليل الله استوار گشت ، خدا فرمانش داد بر بام آن رود و مردم را به سوی آن فرا خواند . ابراهيم(ع) عرض كرد:            « پروردگارا صداي مرا از فراز اين بناي سنگي در گوشه اي از اين كوير لم يزرع كيست كه بشنود و به این سو روي آورد ؟ »

آيا ابراهيم در تصورش مي گنجيد كه روزي هزاران زائر برگرد آن مكعب مجوف عاشقانه بگردند و اين غير از معجزه چيست ؟

هواپيما در فرودگاه جده فرود آمد؛ بعد از آن كه طراوت درياي سرخ را بعد از خشكي صحراي حجاز در چشم مسافران نشاند . از هواپيما پياده شديم و نماز را در سالن انتظار گمركات فرودگاه اقامه كرديم. نماز خانه اي كوچك كه هيچ تناسبي با خيل بيش از چهارصد نفري ما نداشت . زن و مرد درهم و باز همهمه و هياهوي ایرانی جماعت در صف « دوره المياه » و « مصلي »

... و اينك در مسير جده به مدينه ؛هر از چندگاهي نخلستان هاي سبز در عمق دره هاي كنار جاده و آنچه به وفور ديده مي شود پمپ بنزين و معمولاً در مجاورت «فندق»ها و مصلي ها و        «مطعم» ها.

 

در استراحتگاه « السلوم » كه ظاهراً تازه تاسيس است توقف مي كنيم. مجموعه از مسجد، رستوران ، هتل و قهوه خانه . گويي نوعي سنت شكني است چون كاروان هاي ايراني عموماً در استراحتگاه « ساسكو» و « نخيل » توقف مي كنند . عصرانه يا در واقع شام مفصلي مي خوريم به قول عرب ها « الدجاجه مشويه » - مرغ سوخاري – اول به مدد چنگال و چاقوي يك بار مصرف و چون افاقه نمي كند ، دست به دامن چنگال و دندان .

اذان با صداي نه چندان گوش نواز موذن عرب گفته مي شود و بلافاصله صف پيوسته نماز جماعت نمازگزاران دست به شكم عرب ها و جمعيت پراكنده و مردد زوار ايراني در مسجد كه اقتدا كنند يا نكنند، ادا بخوانند يا قضا، مهر بگذارند يا نه؛ اصلاً غروب شرعي محقق شده يا نه. به هر ترتيب هر كسي به شيوه اي فريضه مي گذارد تا اتوبوس ها آهنگ مدينه كنند در حالي كه نيمه اول فوتبال ايران و مكزيك تمام شده و ما خبري از نتيجه اش نداريم .

 

 . . . 23/5/85

ساعت 5 بعدازظهر به وقت عربستان است و من در روضه النبي تكيه بر ديوار خانه مردي داده ام كه خداوند درباره اش فرموده است : «لولاك ماخلقت الافلاك» كه اگر تو نبودي آسمان ها و زمين را نمي آفريدم. در جايي نشسته ام كه بنا به گفته اين مرد، باغي از باغهاي بهشت است كه بر زمين هبوط كرده است[1] . اگرحجاب جسمانيت مجال مي داد ، اگر غبار گناه و غفلت بر آيينه روحت جا خوش     نمي كرد ، اگر چشم دلت اقبال بلند چشم سرت را داشت بايد آن مرد را بر فراز منبرش مي ديدي و صدايش را به گوش جان می شنیدی . . .

قبل از غروب با تویوتا ون که کرایه رفت و برگشت آن براي هر نفر 4 ريال سعودي بود باتفاق همسفران به طرف مسجد شيعيان به راه افتاديم . از ظاهر خيابان ها و محلات معلوم بود كه به سمت محله هاي فقير نشين مدينه رهسپاريم. بالاخره به نامي هم از اميرالمومنين برخورد كرديم « طريق علي ابن ابيطالب » كه منتهي به مسجد شيعيان مي شد . مسجدي در ميان نخلستان هاي بارور ، ساده و صميمي و بازاري مجاور آن .

نماز مغرب و عشا را به عادت مالوف خوانديم . با قنوت و متصل و به سمت هتل راه افتادیم تا بعد از صرف شام به بازاري كه آقاي صادقي مدير عراقي الاصل كاروان قولش را داده بود برويم كه رفتيم و چه بازاري، از اقمشه رجالي ، نسائئ گرفته تا ملابس و احذئه و ... . هر چه رمق و توان حاصل از چرت بعدازظهر داشتيم گذاشتيم تا چند ريال سوغاتي بخريم .

 

... يكشنبه 28/3/

 نماز صبح در مسجد النبي و بعد از آن نماز در كنار ستون توبه در ازدحام نمازگزاران و خواندن دعاهاي وارده و قرائت قرآن و به تقليد مسلمانان غير هم كيش، چرتی در بخش توسعه يافته مسجدالنبي، خلوت و خنك و باز دمپايي هاي گم شده كه مرا براي تجديد وضو تنها گذاشتند  و به ناچار وضو در مكان خاص آب شرب و اعتراض عربي با لهجه اي به غلظت رنگش و توضيحات من که « لابد  منه» و باز قرائت قرآن و اداي نماز در روضه قديمي و قبل از جهنم شدن
سنگ هاي کف حرم، پابرهنه به سمت هتل و ساعت 30/6 صبح. بعداز صبحانه باز هم بازار و جستجو در ميان انواع پارچه هاي چادري و پيرهني و سوغات براي زيد و زيده البته امروزكمتر و به قصد آداب وداع مسجدالنبي و بقيع ساعاتي پيش از اذان ظهر تشرف به آن .

بعداز نهار ، غسل احرام و پوشيدن لباس هاي احرامي و تجمع در سالن اجتماعات هتل كه همان غذا خوري باشد و خواندن زيارت جامعه به قصد وداع با قبور پيامبر و ائمه بقيع و مدفن نا معلوم فاطمه زهرا ( س ).

با بدرقه گرم جناب آقاي سجاديان مدير ثابت هتل و هموطنان همكارش از هاله اي از عطر و دود اسپند كه بوي وطن مي دهد از زير آينه قرآن رد مي شويم وسوار اتوبوس ها آهنگ ميقات مسير مدينه ، مسجد شجره يا ذوالحليفه مي كنيم . مسجدي حدود 10 كيلومتري مدينه در راه مكه ، زيبا و      با شكوه كه گفته مي شود زماني علي عليه السلام به دست مباركش چندين چاه در نزديكي آن حفر نمود كه همه به آب رسيدند . اين چاه ها كه « ابيار علي » نام گرفتند امروزه نيز وجود دارند و چند شركت
بين المللي با همكاری سعودي ها آبش را استخراج و بسته بندي مي كنند ؛ آبي شيرين و گوارا. و اين كه چند سال پيش چند شركت خارجي با دستگاه هاي مجهز خود تلاش نموده اند ، چاه هاي ديگري در آن محل حفر كنند كه هرگز به آب نرسيده اند .

عصر به مسجد شجره رسیدیم.جوانترها دسته جمعی و به کمک روحانی کاروان نیت کرده، تلبیه گفتند و محرم شدند و سالخوردگان با دقت و مراعات روحانی فاضل جداگانه و یک به یک محرم شدند.تا نماز مغرب در مسجد ماندیم و به دعا و نماز و قرآن مشغول.نماز مغرب را با اهل سنت به جماعت و بلافاصله نماز عشا را باتفاق سایر زائرین محرم شده ایرانی و به امامت نماینده ولی فقیه در بعثه به جای آوردیم ، سوار اتوبوسها شدیم و آهنگ مسجدالحرام و تلبیه گویان.شام را که عدس پلو و ماست و خرما بود به تناسب این که خالی از عطر و بو ی خوش باشد، در اتوبوس خوردیم و من که از شب قبل کسر خواب داشتم و آن روز را هم تا آن لحظه در تکاپو، خوابیدم تا حدود دو ساعت بعد در استراحتگاهی که ماشین متوقف شد بیدار شوم، به قول آقای صادقی « سوین آبی» بنوشم و باز تا مکه بخوابم.

 ... ساعت 35 دقیقه بامداد دوشنبه است و اینجا مکه، محل نزول قرآن ، زادگاه نبی ، علی و زهرا و اجداد  پاکشان، شهر خدا و حرم امن او، شهری در میان کوهها، پر از پستی و بلندی، با دو برابر مساحت مدینه و با هفتاد و دو ملت سکنه و تبعه. مهاجرینی که مجاور شده اند به هر انگیزه و رغبتی.

به هتل می رسیم؛ «اشبیلیا» نام. کلید اتاقها را تحویل می گیریم و با شتاب ساکها و خرده بارهایی راکه قبلا از مدینه نفرستاده ایم را در اتاق ها می گذاریم و برای تشرف به مسجدالحرام و انجام مناسک عمره مفرده سوار اتوبوسهای آماده و منتظر می شویم. ...یعنی چند دقیقه دیگر کعبه با همه عظمت، اصالت،تقدس و شرافتش میهمان چشمانی می شود که سالهاست بی آن که آن را ببینندش هر صبح و ظهر و عصر و شام رو به آن نماز می خوانده اند، رو به آن قرآن تلاوت کرده اند و ... . لحظه دیدار نزدیک و نزدیکتر می شود. اتوبوس متوقف می شود. کنار تونلی مانند  زیرگذر حرم مطهر امام رضا(ع) پیاده      می شویم. از پله برقی بالا می آییم. پیش رویمان مسجدالحرام است؛ با شکوه و عظمتی بی نظیر و هنوز کعبه رخ ننموده است. به طرف یکی از درهای مسجد الحرام و از قضا به تناسب شان زائری چون من «باب ملک فهد»؛ یعنی که باید از دنیا از زمین از جهالت از زرق و برق و از فهد بگذری تا به کعبه برسی. و اینک این شکوه کعبه است که هر خضوع و خشوعی در برابرش کم است، ناچیز است ،هیچ است و سجده شکر ...        

آنگاه شروع مناسک عمره مفرده با هفت شرط طواف آنچنان كه شانه چپ رو به كعبه باشد و دل رو به خدا، توجهي توأم با حركت نه سکون. رودي جاري نه مردابي ساكن . دريايي مواج و متلاطم با امواجي از سپيدي ، از نور . همه به گرد يك مركز يك مبدأ و اين تجسم توحيد و يگانگي است . همه از آن اويند و سپس نماز طواف پشت مقام ابراهيم یعنی پا جای پای ابراهیم و ... .

 

... روز چهارشنبه 31/3 در مكه

صبح بعداز نماز در مسجدالحرام به هتل برگشتيم و تا ساعت 30/7 خوابيديم بعد از غسل زيارت براي صرف صبحانه به رستوران هتل رفتيم و بعد از صرف صبحانه باتفاق عده اي از كاروانيان همراه آقاي صادقي براي پاره اي از توضيحات تاريخي به مسجد الحرام مشرف شديم سخن از كوه ابو قبيس و فضيلت آن ( مدفن شيث پيامبر  و محل عبادت مخفيانه پيامبر و تازه مسلمانان و امانتداري آن از سنگ حجرالاسود كه از بهشت است و خداوند از زمان حضرت آدم آن را به آن کوه سپرده بود تا روزی به  ابراهيم ( ع) پس دهد ...)

و محل تولد پيامبر (ص) كه امروزه بنایی سیمانی و رئگ و رو رفته به نام ( المكتبه العامه للمكه المشرفه ) در آن بنا شده و گویا زماني استراحتگاه ستوران زائرين بوده كه همچنان زيارتگاه مسلمانان به ويژه شيعيان بوده است و امروزه بر گردش مبلغین بدعنق وهابی که مانع نزدیک شدن به آن می شوند.

و خانه خديجه و سپس پيامبر و محل تولد فاطمه زهرا ( س ) و شاهد ليله المبيت و جانفشاني علي ( ع ) و گفته مي شود تخته سنگي كه حضرت زهرا ( س ) روي آن به دنيا آمده است تا چند سال پيش باقی بوده است و صد افسوس از این خیل جهالت که روی پیشینیانشان را سفید کرده اند و اكنون در اين محل شريف كه رازدار بخش بزرگي از تاريخ اسلام بوده است دورات المياه  بنا کرده اند.

و اين كه بخش بزرگي از كوه ابوقبیس و آثار پر رمز و رازآن اكنون هموار شده و در كنارش
هتل هاي پرستاره سر برافرا شته اند .اكنون كه قلم مي زنم بعداز نماز ظهر است و روبروي كعبه در مسير باب العمره . . .

گويا در دامنه كوه ابوقبيس و در خانه ابن ابي ارقم بوده است كه تازه مسلمان مخفيانه گردهم
مي آمده اند و از ساغر پيامبر زلال وحي مي نوشيده اند، جایی که الان اثری از آن نیست و بالاخره هيچ آثاري از تاريخ مكه يافت نمي شود.

گفته مي شد كعبه ، خانه پيامبر ، مدينه ، سامرا و كاظمين و نجف و كربلا تقريباً در يك امتدادند شايد كنايه از اين كه اين خطي است كه ازكعبه آغاز شده و امتداد مي يابد و محل تولد و شهادت آل رسول در آن واقع است و  این که « كلهم نور واحد »

 

31/3/ 85

... و من ديدم و دانستم كه حرص و طمع در آدميزاد چون پير مي شود ، جوان مي شود . و درك كردم چرا شريعت تاكيد مي كند جوان دل و جانش براي پذيرش معنويت و اخلاق آماده تر است . روي ميز شش نفره غذاخوري هتل از قضا با چند پيرمرد هم سفره شدم . ناهار لوبياپلو بود . يكي از آن ها كه گويا تجربه اش بيشتر از سايرين بود بشقاب لوبياپلو را نپذيرفت و درخواست غذاي رژيمي كرد و سايرين پذيرفتند . دو نفر دیگر كه تقاضاي هم سفره شان را شنيده بودند ، عمل به احتياط كردند و شروع به خوردن ماست كردند تا ببينند غذاي رژيمي چيست و سومي كه گويا ضعف شنوايي داشت با اشتها شروع به خوردن کرد تا اين كه ناگاه غذاي رژيمي روي ميز گذاشته شد . پلو سفيد همراه با يك ران مرغ درشت كه با هويج و سيب زميني و لوبيا سبز تزئين شده بود . دو پيرمرد محتاط بلافاصله غذاي خود را رد كردند و به علت ضعف مزاج و كهولت سن تقاضاي غذاي رژيمي كردند و اما سومي كه برخلاف گوش هاي ضعيفش چشمان تيز بيني داشت وقتي صحنه را ديد براي چند ثانيه متحير ماند به نظر مي رسيد احساس غبن می کند. ولي گويا ناگهان چيزي به ذهنش رسيد ؛ چشمانش برقي زد و با سرعت بيشتري شروع به خوردن لوبياپلو كرد . من هنوز چند قاشق بيشتر نخورده بودم كه قاشق او روي بشقاب خالي سر خورد و آرام گرفت . بشقاب را كمي آن طرف تر گذاشت و سرش را برگرداند و يكي ازخدمه غذاخوری را به سوی خود فراخواند؛ بله او غذاي رژيمي مي خواست . گويا يادش آمده بود كه رژيم داشته است. اينبار وقتي بشقاب چلومرغ روبروي او روي ميز فرود آمد . اين چشمان سایر هم سن و سالانش بود كه گرد شد ... بايد مي ديديد  كه قاشق هاي آخر غذاي رژيمي را با چه مشقتي فرو         مي دهد. رگ هاي گردن برآمده و چهره سرخ و عرق گرده .

 

1/4/ 85

امروز دومين روزي است كه در مكه ايم. تلويزيون هتل دو سه كانال سعودي و چند كانال ايراني مي گيرد و بس. شنيده ام بعضي به كمك چند تا هزاري به شبكه هاي ديگر هم دسترسي دارند.  براي ما همين چند شبكه هم زياد است چون فرصتی براي تماشاي تلويزيون نداريم . امروز از روحاني كاروان شنيدم اسرائيلي ها بار ديگر به نوار غزه حمله كرده اند و اين بار شديدتر . ظاهراً سوء استفاده از بي خبري دنيا در سايه سنگين جام جهاني، براي اسرائيلي ها و آمريكايي ها عادت شده است . اين روزها حتي الامكان اخبار را از شبكه جام جم يا خبر دنبال مي كنم . معمولاً تيتر اخبار مربوط مي شود به حملات جنون آميز صهيونيست ها و باز بي تفاوتي و بي حميتي كشورهاي مسلمان و به ويژه ملت هاي عرب . و اينجا  مكه زادگاه اسلام و نماد و سمبل اسلاميت هيچ انعكاسي از اين مسلمان كشي ندارد . مرحبا به اين انگليسي ها كه عجب مذهبي ساخته اند؛ چه خوب توانسته اند مسلماني بپزند كه دنيا را آب ببرد او را خواب مي برد . اينجا اسلام در نماز جماعت سر وقت و قرائت قرآن خلاصه مي شود . اسلام مكانيكي، خشك و بي روح . مانده ام غنچه خنده پيغمبر چطور در مصاحبت با اين مردمان كوكي و خشن نخشكيده. گمان مي كردم امام جمعه مسجدالحرام در خطبه هايش حداقل اشاره اي به كشتار مسلمانان در فلسطين بكند. دريغا دوخطبه فقط در فضيلت سوره حمد كه در فلان صحيح از فلاني از فلاني از فلاني روايت شده كه فلان .



[1]  قال النبي (ص) : مابين بيتي و منبري روضه من ریاض الجنه .

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 18:40  توسط سعید کیقبادی  | 

ارائه شده در کنفرانس

 "بخش پولی اقتصاد ايران : ساختار،عملکرد و چالشهای پيش رو"

 

تهران    فوريه  2004

 

سلمان سيد علی

 برگردان : سعيد كيقبادي

 

چكيده :

 

هدف اين مقاله بررسي عوامل ريسك نقدينگي در بانكهاي اسلامي ، مطالعه تطبيقي اين نوع ريسك درعقود تامين مالي مورد استفاده در بانكهاي اسلامي و مطالعه تجربيات اين بانكها دركاهش اين ريسك است .در اين راستا اميد داريم موضوعات پژوهشي و مسائل پيرامون اندازه گيري و كاهش ريسك نقدينگي در بانكهاي اسلامي را بيشتر بشناسيم .اين مقاله در كنفرانس « بخش پولي در اقتصاد ايران : ساختار،‌ عملكرد و چالشهاي پيش رو » تهران ، فوريه 2004 ارائه شده است .

 

 

مقدمه :

ريسك نقدينگي قاتل بانكها ناميده مي شود ور شكستگي بسياري از بانكهاي سنتي درگذشته و حال شاهدي بر اين مدعا است. بنابراين سياستگذاران بانكها همواره توجه ويژه اي به وضعيت نقدينگي خود نشان مي دهند .نظر به ماهيت بانكهاي اسلامي يعني مشاركت در سود و زيان حداقل در تئوري به نظر مي رسد نسبت به بانكهاي ديگر، در مواجهه با ريسك نقدينگي ثبات بيشتري  از خود نشان مي دهند . به هر حال ديده مي شود ريسك نقدينگي سهم مهمي در مشكلات مالي گريبانگيربانكهاي اسلامي دارد و بعضي ازآنها را ناچار به تسليم كرده است ] 1 [. انواع گوناگون ريسك مانند ريسك اعتباري۱، ريسك عملياتي۲ و   چه در سطح خرد براي يك بانك و چه در سطح كلان براي شبكه بانكي نهايتاً‌در شكل ريسك نقدينگي بروز مي کند، لذا گاهي تحليل و بررسي اين ريسك به تنهايي و صرفنظر از علل وآثار ساير ريسكها كاري مشكل است .

مطالعات اخير مربوط به نقدينگي در بانكهاي اسلامي بر مديريت مازاد نقدينگي و مشكلات بانكها در استفاده از آن براي فرصتهاي در آمدي كوتاه مدت تكيه دارد . احمد (2000 ) ،الساده (2000 )و يوسف   (2001 ) تحقيقاتي در اين زمينه انجام داده اند. اين نوشته ها از كمبود نقدينگي بحث نمي كنند، شايد به اين خاطر كه عمده بانكهاي اسلامي در خاور ميانه هم اكنون مازاد نقدينگي  راتجربه  مي كنند] 2 [. با اين حال ريسك كمبود نقدينگي مساله كم اهميتي نيست زيرا اگر مازاد نقدينگي عقيم (غير درآمد زا ) به سبب كاهش درآمد بالقوه ، منشا بيماري جانكاه بانكها است ،كمبود نقدينگي يك بيماري بحراني و صعب‌العلاج است كه مي تواند باعث مرگ ناگهاني يك بانك شود. موضوع ديگرمطالعات پيرامون عوامل ريسك در بانكهاي اسلامي كه سهم عمده اي از پژوهشها را به خود اختصاص داده ، ريسك اعتباري و ريسك عملياتي است ( برای مثال مراجعه شود به القاري‌(2000 ) و خان و احمد (2001 )). در اين ميان به نظر مي رسد ريسك نقدينگي به حدكفايت مورد تجزيه و تحليل قرار نگرفته است .

هدف اين مقاله تحليل عوامل ريسك نقدينگي در بانكهاي اسلامي ، مطالعه تطبيقي اين ريسك در عقود گوناگون تامين مالي مورد استفاده در بانكهاي اسلامي و مطالعه تجربه اين بانكها در كاهش اين ريسك است. در اين راستا اميدواريم موضوعات پژوهشي و مسائل پيرامون اندازه گيري وكاهش ريسك نقدينگي در بانكهاي اسلامي را بيشتر بشناسيم .

 

تعريف ريسك نقدينگي :

نقدينگي  يك دارايي ميزان سهولت تبديل آن به پول نقد يا دارايي معادل پول نقد است . خاستگاه ريسك نقدينگي دشواري فروش يك دارايي به سرعت و بدون متحمل شدن زيان قابل توجه مي باشد. براي يك موسسه مالي وبانكي «ريسك نقدينگي هم شامل ريسك ناتواني موسسه درسرمايه گذاري پرتفوي دارائيهايش در سررسيدها1 و نرخهاي مناسب و هم شامل ريسك عدم توانايي موسسه در نقدكردن يك سرمايه در زمان مقتضي و با قيمت معقول مي باشد » ] .3 [گروهي  ريسك نقدينگي را وضعيت عدم هماهنگي ميان داراييها  وبدهيها تعريف مي كنند و گروه ديگر آن را شكاف زماني ميان ورود و خروج پول نقد از بنگاه اقتصادي مي دانند].4 [ادبيات  بانكداري آن را به اين صورت تعريف مي كند:« ريسك مربوط به درآمد و سرمايه بانك است كه از ناتواني اش  در پرداخت به موقع بدهيهاوتعهداتش بدون تحمل زيان غير قابل قبول مي شود  ] .5 [

 

عوامل ريسك نقدينگي:

ريسك نقدينگي از ماهيت بانكداري ناشي مي شود اعم از عوامل كلان كه نسبت به بانك برونزا هستند و سياستهاي عملياتي و مالي كه از درون سيستم بانكي نشأت گرفته و عامل درونزا محسوب مي شوند.  در مورد بانكهاي اسلامي عقود اسلامي منشأ ديگري از ريسك نقدينگي به شمار مي آيند به ويژه اگر ساختارهاي مالي بانكداري متعارف حفظ شده باشند . بانكها عامل انتقال سررسيد وجوه مي باشند . آنها سپرده جذب مي كنند ، سپرده هايي  كه يا عندالمطالبه قابل برداشت مي باشند (سپرده هاي جاري ) و يا به طور ميانگين سررسيد شان كوتاهتر از متوسط سررسيد تسهيلاتي است كه ـ در قالب عقوداسلامي وـ از محل جذب سپرده ها اعطا مي شود (سپرده هاي پس انداز و سرمايه گذاري).همانگونه كه انتقال سررسيد وجوه براي سپرده گذاران تامين و تضمين نقدينگي را به ارمغان مي آورد، بانكها را در معرض ريسك نقدينگي قرار مي دهد ، از آنجا كه بانكها در انتقال سررسيد تخصص يافته اند سپرده جذب مي كنند و تلاش مي‌كنند كه جريانهاي ورودي و خروجي پول نقد  را هماهنگ كنند  تا ريسك نقدينگي را به حداقل برسانند . البته ناهماهنگي در سررسيد وجوه در يك دوره زماني تنها منشا ريسك نقدينگي نيست ، اين نوع ريسك خاستگاههاي متنوعي دارد و شدت آسيب آن به عوامل متعددي بستگي دارد. به طور خلاصه منشا اين نوع ريسك در طرف دارائيها بستگي دارد به درجه ناتواني بانك درتبديل دارائيهايش به پول نقد در زمان نياز بدون تحمل زيان  و در طرف بدهيها برداشت غير منتظره سپرده ها علت عمده محسوب مي شود. با استفاده از طبقه بندي جامسون (2001 ) و افزودن چند مورد ديگر مي توانيم علل برونزا و رفتاري ريسك نقدينگي را به صورت زير خلاصه كنيم :

1.                  قضاوت اشتباه بانك در قبال زمانبندي جريان هاي ورودي و خروجي پول نقد

2.                  تغيير غير منتظره هزينه سرمايه و دستيابي به منابع مالي

3.                  رفتار غير عادي بازارهاي مالي زير فشار اقتصادي،سياسي و.

4.                  دامنه مفروضات به كار گرفته در پيش بيني جريان وجوه نقد

5.                  فعال سازي ريسك توسط عوامل ثانويه نظير :

5-1. شكست استراتژي بنگاه

5-2. شكست اداره بنگاه

5-3. مفروضات مدل

5-4. سياست ادغام

6.                  اختلال در سيستم پرداخت وتسويه

7.                   عدم تعادلها در سطح كلان اقتصاد

مي توانيم به ليست فوق 3 مورد ديگر به عنوان عوامل اضافي ريسك نقدينگي دربانكهاي اسلامي بيفزاييم :

8.                  شكل قرارداد

9.                  ممانعت اسلام از فروش دين

10.               كمبود زيرساختهاي مالي

به ميزاني كه زمانبندي جريانهاي نقدي رابتوان پيش بيني كرد ريسك نقدينگي را نيز مي توان كنترل كرد. در حاليكه به طور فزاينده بانكها درگير فراهم كردن خدمات نقدينگي و اعتباري احتياطي براي وام گيرندگاني مي شوند كه سرمايه عمده آنها در بازارهاي سرمايه خوابيده است و تنها براي انگيزه هاي احتياطي به بانك مراجعه مي كنند ، پيش بيني بانك درباره جريانهاي خروجي پول نقد با خطاي بيشتري توام شده به طوريكه به نخستين عامل ريسك نقدينگي بدل شده است . به علاوه درگير شدن بانكها با محصولات فرعي1 همراه با الزامات وثيقه اي امكان مقادير بالايي از تقاضاي احتياطي2 براي پول نقد و وثيقه را افزايش مي دهد .

دومين عامل ريسك نقدينگي كه در بالا به آن اشاره شد از تفاوت غير منتظره ميان پيش بيني ميزان جذب منابع مالي و آنچه در عمل تحقق يافته وهمچنين قابليت داد و ستد دارائيهاي بانك يا استفاده آنها به عنوان وثيقه ناشي ميشود. اين عامل هم كل سيستم بانكي در سطح كلان- و هم يك بانك خاص در سطح خرد را در معرض تهديد ريسك نقدينگي قرار مي دهد .گاهي يك بانك عمده (مركز پولي ) كه بانكهاي ديگر به آن متكي هستند يك انقباض اعتباري يا يك نرخ رشد منفي به منظور تاثير بر ميزان دسترسي بانكهاي ديگر به منابع مالي اعمال مي كند .

سومين عامل ،رفتار بازارهاي مالي در شرايط بحران است كه هر چند خارج ازكنترل بانك بوده ليكن به نحوي با نقدينگي بانكها در ارتباط است . اولين نشانه هاي نامطلوب در بازارهاي سرمايه ميزان دسترسي بانك به منابع مالي را چنانچه خواهان افزايش آن باشد تحت الشعاع قرار مي دهد .ثانياً تكيه هر چه بيشتر بانكها به سپرده گذاران عمده به جاي سپرده گذاران كوچك،تركيب سپرده گذاران آگاه و حساس به ريسك را در سبد سپرده گذاران بانك تحت تاثير قرار ميدهد . اين سپرده گذاران به محض ديدن اولين آثار بحران ، بيدرنگ سپرده هاي خود را از بانك بيرون ميكشند و اين يعني احتمال هجوم سپرده گذاران به بانك و يا بروزمشكل نقدينگي .

عامل چهارم به خودي خود منشاريسك نقدينگي نيست بلكه تعيين كننده آمادگي بانك براي پذيرش شكهاي نقدينگي است. هر چه تعداد سناريوها و تعداد متغيرهايي كه بانك جهت انتخاب استراتژي خود در مواجهه با بحران نقدينگي مورد آزمون قرار داده است بيشتر باشد ، احتمال مديريت بهتر ريسك  افزايش مي يابد .

پنجمين عامل كه پيش بيني آن بسيار مشكل است زمانی اتفاق مي افتد كه «يك موقعيت كه بطور بالقوه در معرض ريسك نقدينگي مي باشد توسط يكی از عوامل ريسك ثانويه فعال شود» (جامسون 2001،ص 2). از نمونه هاي فعلي اين رويداد مي توان از فروپاشی جنرال امريكن